تبليغاتX
دژ افلاک

دژ افلاک

حجاب در قرآن

حجاب در قرآن

در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.
یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)


جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.
 

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.

هدف و فلسفه حجاب

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:

إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.

-=هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.=-
از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.


حجاب چشم

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.


قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.

از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛

حجاب و عفت

دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.

حجاب زنان سالمند

قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)

علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟

با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار می‎دهند آشکار می‎گردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسی‏ترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزله‎ی سنگ بنای دیگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.

البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمی‎توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎شود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامت‎ها و نشانه‎های عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط سهند   | 

● آثار اجتماعی حجاب

● آثار اجتماعی حجاب

هر عملی که افراد جامعه انجام می‌دهند، در نگاه کلان اثر مستقیم در اجتماع دارد زیرا از خانواده که واحد کوچک اجتماعی است جامعه تشکیل می‌شود و همان‌گونه که رفتار فرد در جامعه موثر است، اشخاص نیز از اجتماع و قوانین آن تاثیر می‌پذیرند. حجاب علاوه بر آثار شخصی و شخصیتی، دارای آثار اجتماعی است. جامعه‌ای که در آن بانوان باحفظ حدود وحقوق دیگران ظاهر می‌شوند و موجب تخریب روح و جسم همنوعان خود شده و محیط آرام وامنی را برای جوانان فراهم سازند، به سوی سعادت و سلامت روانی پیش خواهد رفت.
اگر زنان جامعه باحجاب باشند، هم مردان از نظر طهارت روح و جسم سالم می‌مانند و هم در جامعه، سلامت خانوادگی حفظ خواهد شد و محیط خانواده تحت تاثیر خودنمایی‌‌های عده‌ای از زنان بدحجاب و بی‌حجاب قرار نمی‌گیرد و هم مراکز اجتماعی مثل اداره‌ها و بیمارستان‌ها و... در کمال سلامت رفتاری خواهند بود و بزهکاری‌های اجتماعی به حداقل خواهد رسید.
حضرت امام خمینی(ره) در مورد فعالیت اجتماعی واشتغال زنان همیشه این نکته را بیان می‌کردند که: «فعالیت اجتماعی، سیاسی کنید ولی حدود شرعی از جمله رضایت همسر را رعایت کنید.»(۱۰) بسیاری از پرونده‌های ضداخلاقی از عدم رعایت حدود شرعی نشات گرفته است و آمار جنایی ذکر شده همواره زنگ خطری بوده که اندیشه گران تربیتی را نگران می‌ساخته است. یکی از آثار اجتماعی حجاب، حفظ اجتماع و سلامت اجتماعی خانواده‌است، بالا رفتن درصد طلاق در کشور ما زنده‌ترین شاهد این مطلب است.
از روزی که حجاب دچار تغییر و تحول شد و آزادی‌های تعریف نشده در جامعه ما پا گرفت، سطح طلاق به مقدار نگران‌کننده‌ای بالا رفته و میزان ازدواج رو به کاهش نهاده است و این جزء آثار اجتماعی بی‌حجابی است که جامعه را در درازمدت به ورطه هلاکت می‌رساند. البته آثار مثبت حجاب و پیامدهای منفی بی‌حجابی به اینجا ختم نمی‌شود.
وقتی که به صحنه تفکرات عالم نگاه می‌کنیم و بینش اسلام را مشاهده می‌نماییم، به روشنی در می‌یابیم که جامعه بشری هنگامی خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را پیدا کند که دیدگاه‌های اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط وتفریط درک کند و کوشش نماید آن را ارائه کند. اسلام می‌خواهد که رشد فکری، اجتماعی، سیاسی، علمی و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری حداعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله مسئله حجاب، بر این اساس است. مسئله حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست. مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی‌قید و شرط زن ومرد در جامعه است. این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد و بخصوص به ضرر زن است. حجاب به هیچ‌وجه مزاحم و مانع فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی وعلمی نیست.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 2:10 بعد از ظهر  توسط سهند   | 

● فلسفه حجاب

● فلسفه حجاب

یکی از نکات اساسی که زمینه‌ای برای عمل به احکام است شناخت جایگاه هرچیز در نظام هستی است. البته در نظامی که خداوند متعال در جای جای آن دیده می‌شود و ارتباط اشیا و اعمال با خداوند بسیار مشهود است و با درک این ارتباط و حضور، بسیاری از مشکلات زندگی بشر حل می‌شود. «حق» به عنوان زیباترین و پسندیده‌ترین واژه آفرینش در تمامی ادیان و جوامع بشری مورد توجه قرار گرفته است و حقوق و ادای آنها فراتر از زمانها و مکانها واشخاص و ادیان است.
در واقع هر فردی از هر طبقه اجتماعی و از هر دین و ملیت، نسبت به ادای حقوق دیگران حساسیت نشان می‌دهد واین مطلب، حق و حقوق را فرازمانی و فرامکانی می‌کند. برخی از اندیشه‌گران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حق‌الله است و در این‌باره می‌گویند: «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه مال شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می‌باشد. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد شد، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‌الله مطرح است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم.
از اینکه قرآن می‌گوید: هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‌شود عصمت زن حق‌الله است.»(۶) پر واضح است که آدمی نمی‌تواند حقوق الهی را کاملا ادا کند ولی با انجام برخی کارها می‌تواند رضایت الهی را به دست آورد. حضرت رسول‌(ص) می‌فرمایند: «حقوق خداوند متعال بزرگتر از آن است که توسط بندگان ادا شود و نعمت‌های خداوند بیشتر از آن است که به شمارش آید»(۷) و حضرت علی(ع) می‌فرماید: «خداوند بر بندگان حقی قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند.»(۸) اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل ادا نیست ولی ادای وظایف و اطاعت از خداوند متعال به نوعی ادای حق محسوب می‌شود. حجاب که امر خداست و شارع مقدس به عنوان یکی از احکام ضروری دین آن را واجب کرده است باید حفظ شود.
حفظ این واجب الهی اطاعت از اوست و اطاعت از او حقی است که بر بندگان نهاده است و هر انسان باورمندی باید تعبدا و نه فقط به خاطر مصالح عمومی و... این حق و حد الهی را ادا کند. پس حکمت حجاب، سنجش میزان عبودیت واطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب می‌توانند اطاعت را که روح و پیام اصلی عبادات بشر است اثبات کنند و در زمره اطاعت‌کنندگان الهی قرار گیرند. بانوان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی که در دامان خود انسان‌های پاک و برجسته می‌پرورانند، دارای حرمت واحترام ویژه‌ای می‌باشند. آنان معلمان عاطفه هستند و پیکره اجتماع، با محبت و تربیت آنها استوار خواهد ماند.
مفسران واندیشه‌گران بر این باور هستند که «قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید، می‌فرماید: حجاب عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. در قرآن علت و فلسفه حجاب را چنین ذکر می‌کند که: ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین، یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند، چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.»(۹)
با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونه‌ای صریح می‌بینیم و می‌یابیم که احترام و حرمت زن، فلسفه حقیقی و یا یکی از فلسفه‌های حجاب است براستی اگر معرفت انسان به شریعت و تعالیم دینی بالا رفته و قرآن را که آئین‌نامه سعادت و کمال بشر است درک کند، به عظمت حجاب پی برده و می‌فهمد بدحجابی و بی‌حجابی ثمره عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در هستی است.
خداوند در آیه ۳۱ سوره نور حکم حجاب را به گونه‌ای صریح و آشکارا مطرح نموده و علاوه بر ظرافت‌های خاصی که در نوع پوشش زنان وجود دارد، اشخاص محرم را نیز ذکر می‌کند تا نامحرم‌ها بازشناسانده شوند و در پایان فلسفه پوشش بیان شده است که زینتها و زیبایی‌های زنان در مقابل نامحرم آشکار نشود، تا آنها مورد توجه نگاه‌های ناپاک قرار نگیرند و احترام آنان حفظ گردد. در آیه دیگر حرمت و شخصیت زن به عنوان فلسفه حجاب مطرح می‌شود: «ای پیامبر به زنان ودخترانت و زنان مومن بگو، پوشش خود را بر خود فرو پوشند.
این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.» (احزاب، آیه ۵۹) در این آیه زنان و دختران پیامبر و زنانی که همسر مردان مومن هستند از دیگر زنان جامعه آن روز جدا می‌شوند و حکم حجاب برای این زنان محترم آورده می‌شود. از ظاهر آیه می‌توان دریافت که حجاب به خاطر احترام و حرمت زنان بوده و مقام آنان به قدری والاست که باید از طریق حجاب شناخته شوند؛ مبادا مانند زنان کفار مورد اذیت و آزار قرار گیرند. این دسته از زنان به خاطر اعتقادات و باورهای دینی، دارای ارزش و مقامی افزون از دیگران هستند و حرمت آنها باید مورد شناسایی قرار گیرد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط سهند   | 

جلوه‏‌هاي معلمي استاد مطهري

جلوه‏‌هاي معلمي استاد مطهري

 

 سرآهنگ

هر استادي در تدريس خويش، دست كم بايد از دو ويژگي مهم برخوردار باشد:

 

1. ويژگي علمي؛

2. ويژگي اخلاقي.

ويژگيهاي «علمي» و «اخلاقي» هر استادي لازم و ملزوم يكديگرند و هر يك بدون ديگري كاري عقيم و راهي ستَروَن است و البته برخورداري توأمان از اين دو ويژگي نيز بس دشوار است:

به هوس راست نيايد به تمنا نشود  كاندرين راه بسي خون جگر بايد خورد

بدين منظور، بر آن شديم تا «روش تدريس شهيد مطهري رحمه ‏الله را به نظاره نشينيم و در اين زمينه، نكته‏هايي را گردآوري كنيم و از ويژگيهاي «علمي» و «اخلاقي» آن استاد شهيد در هنگام تدريسهايشان مُستفيض و مست فيض شويم. اميد است كه به خواست خداي سبحان و عنايات امام زمان عليه‏السلام و توجهات كوثر قرآن عليهاالسلام، اين نكته‏ها مقبولتان افتد و در تدريس و كلاسداري به كارتان آيد.

آنچه را بسياري از همگان به سادگي از سر آن مي‏گذشتند و نكته‏اي در آن نمي‏يافتند، استاد با دقتي حيرت‏انگيز مورد كنكاش قرار مي‏داد و تناقضات دروني و نقاط ضعف آن را آشكار مي‏ساخت.

شايان توجه است كه تمامي اين نكته‏ها از كتاب «جلوه‏هاي معلمي استاد مطهري» برگرفته شده‏اند، اما گزينش، دسته بندي، عنوان گذاري و انتخاب اشعار متناسب با برخي از اين نكته‏ها، از سوي نگارنده اين نكته‏هاست كه پيشاپيش، از نگارنده آن كتاب تشكر و قدرداني مي‏كند و دست به دعا بر مي‏دارد و به خداي خويش عرضه مي‏دارد:

گر خطا گفتيم اصلاحش تو كُن                          مصلحي تو اي تو سلطان سخُن

 

الف. ويژگيهاي علمي و روشي

هنر تشريح مطالب

يكي از استادان حوزه علميه قم مي‏گويد: در يكي از جلسات درس علامه طباطبايي رحمه‏الله پس از اينكه روي آيه‏اي از قرآن بحث شده بود، سؤالي مطرح شد كه خود مرحوم علامه به آن سؤال جواب فرمودند. بعد از اينكه حدود پنج دقيقه مرحوم علامه مطلب را تقرير و تبيين فرمودند، استاد مطهري رحمه‏الله همراه با تواضع حدود ربع ساعت با بيان جديدتري همان مطلب را تشريح كردند. آن قدر جالب صحبت مي‏كردند كه همه سراپا گوش بودند. خود مرحوم علامه طباطبايي رحمه‏الله شديدا به حالت وجد و شوق در آمده بودند. اين بود كه علامه پس از شهادت استاد مطهري رحمه‏الله فرمودند: با بودن مطهري در درس، مي‏دانستم چيزي هدر نمي‏رود. و اگر تعبير بدي نباشد من به حالت رقص در مي‏آمدم. در همان جلسه هم اين حالت شادي و شعف زياد در مرحوم علامه ديده مي‏شد.(1)

 

احاطه علمي

يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: ويژگي ديگري كه به عقيده بنده از همه مهم‏تر است اين بود كه ايشان به موضوع بحث تسلط علمي داشتند، يعني مطلب را خود فهميده بودند.(2)

 

پختگي علمي

يكي از دوستان شهيد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: استاد كم حرف مي‏زد ولي پخته حرف مي‏زد.(3)

كم گوي و گزيده گوي چون دُر                                تا ز اندك تو جهان شود پُر

و يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: از نظر علمي بايد بگويم استاد مطهري قبل از آنكه مسئله‏اي را براي شاگرد مطرح كند، اول براي خودش پخته كرده بود، يعني هرگز مسئله‏اي طرح نمي‏شد كه براي خود ايشان كاملاً روشن نشده باشد. به همين دليل هيچ گاه در برابر هيچ پرسشي، ايشان دچار لكنت زبان نمي‏شد.(4)

 

جذب با مطلب

يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: يكي از مهم‏ترين تفاوتهايي كه ميان استاد مطهري و بعضي ديگر بود، اين بود كه استاد با «مطلب» جذب مي‏كرد و ديگران با بيان. البته بيان مهم است، اما اگر فقط بيان باشد زود مي‏گذرد.(5)

درس استاد به گونه‏اي بود كه شاگرد وقتي پاي درسش مي‏نشست، تمامي وجود استاد را مي‏پذيرفت.(6)

 

پيش مطالعه

ايشان پيش از حضور در كلاس مقيّد بود كه به سبك همه اساتيد حوزه در حدي كه فرصت اجازه مي‏داد، از پيش، مطالعه كند و مطالب را در ذهن خود مرتب سازد.(7)

 

نو بودن مطالب

درس ايشان هميشه نو بود. استاد مطهري سعي مي‏كردند مطالعه را قطع نكنند. اگر درسي را مي‏خواستند مطرح كنند به كتاب جديدي كه برخورد مي‏كردند مطالعه مي‏كردند. ايشان به مجلات مختلف رجوع مي‏كردند، مخصوصا به انديشه‏هاي معاصرين بسيار توجه داشتند و همين خصوصيت، درس ايشان را نو مي‏ساخت.(8)

هر كه ز آموختن ندارد ننگ                            دُر بر آرد زآب و لعل از سنگ

آنكه دانش نباشدش روزي                                 ننگ دارد زدانش آموزي

                                                                                        (نظامي)

جهت دار بودن

درس و بحث ايشان غالبا و در اكثر قريب به اتفاق موارد، يك بحث جهت دار بود، يعني شاگرد مي‏فهميد كه اين بحث به چه درد مي‏خورد.(9)

 

تاريخچه بحث

ايشان قبل از ورود در اصل درس يك مقدمه تاريخي بيان مي‏كردند. با احاطه‏اي كه به اقوال گذشتگان داشتند، سير تحول يك مفهوم را بيان مي‏كردند و ريشه و سابقه مطلب را توضيح مي‏دادند تا شاگرد تصور نكند كه اين بحث مانند قارچي از زمين بدون سابقه سبز شده و بلكه بفهمد كه در طول روزگار، اين بحث چه سرنوشت و سرگذشتي داشته و از اين طريق بتواند جاي بحث را در تفكر امروزي مشخص كند.(10)

 

توضيح مقدمات

استاد در آغاز درس، مقدمات را به خوبي توضيح مي‏داد و مشخص مي‏كرد كه مطلب بر چه مقدماتي مبتني است، و اين خصوصيت باعث مي‏شد كه هنگام تدريس، اشتباهاتي در ذهن شنونده پيش نيايد... استاد مطهري مي‏كوشيدند چيزهايي را كه موجب درهم آميختگي فكري و اشتباه در مطلب مي‏شود، نخست توضيح دهند، تا هنگام درس، استدلال به درستي جايگير شود.(11)

 

طرز فكر صحيح

از مهم‏ترين خصوصيات ايشان، حساسيت فوق العاده نسبت به ارائه صحيح انديشه اسلامي به جامعه بود.(12)

تا نيك نداني كه سخن عين صواب است                            بايد كه به گفتن دهن از هم نگشايي

 

دور نشدن از بحث

مرحوم مطهري رحمه‏الله در تدريس نيز همچون ساير جنبه‏هاي زندگي‏اش بسيار منظم و مقيّد به برنامه بود، در طول كلاس حتي المقدور از مطلب اصلي دور نمي‏شد، و اگر احيانا مطلبي را بر سبيل استطراد بر زبان مي‏آورد، آن را به گونه‏اي انتخاب مي‏كرد كه با موضوع مورد بحث قرابت داشته باشد و در هر حال رشته اصلي بحث را رها نمي‏كرد و از ابتدا تا به انتها آن را به خوبي دنبال مي‏كرد.(13)

 

تنظيم درس

يكي از شاگردان استاد مطهري رحمه‏الله مي‏گويد: ايشان در تنظيم شكل درس بسيار متبحر بودند كه من كمتر كسي را مانند ايشان ديدم.(14)

سخن را سراست اي خردمند و بُن                                 مياور سخُن در ميان سخُن

 

شناخت حد و مرز درس

ايشان در تدريس از موضوع خارج نمي‏شدند، از خط بحث بيرون نمي‏رفتند و حد و مرز موضوعات و مسائل را خوب مي‏شناختند. يك مطلب را مي‏گرفتند و همان را در يك خط مستقيم دنبال مي‏كردند.(15)

 

مديريت علمي

ايشان بر معلومات خودشان مديريت داشتند. اين طور نبود كه حافظه، مزاحم كار ايشان شود و مطلب غيرلازم وارد بحث شود. درس ايشان جُنگ مانند و كشكول مانند نبود.(16)

 

پاسخ به سؤالات

استاد اهل بحث بود. در كلاس درس از اشكال و سؤال شاگرد استقبال مي‏كرد. هيچ وقت نمي‏شد كه بخواهد با هيمنه و غلبه استاد بر شاگرد، جلوي سؤال و اشكال را گرفته يا آن را متوقف كند، بلكه به عكس پا به پاي شاگرد يا صاحب اشكال جلو مي‏رفت. گاهي مي‏شد كه در يك جلسه درس حدود 31 يا بيشتر از وقت به رفع اشكال و گفتن پاسخ مي‏گذشت.(17)

استاد در مواقعي كه مي‏ديد سؤال كننده هدفش از اشكال به غير از جنبه‏هاي علمي و به دست آوردن مطلب است، و يا خيلي پرت سخن مي‏گويد، و يا در مواردي اشكال خيلي خارج از بحث است و اشكال كننده هم دست بردار نيست، در اين موارد ابتدا با لحن آرام و عباراتي همچون «حالا ببينيم» و سپس با لحن محكم‏تري چون «اين مربوط نيست» و «نخير آقا» و... بحث را به دست مي‏گرفتند، ولي روحيه كلي ايشان استقبال از سؤال بود.(18)

 

ژرف نگري

مرحوم مطهري علاوه بر وسعت معلومات، سخت موشكاف و نكته سنج و تحليل‏گر بود.

آنچه را بسياري از همگان به سادگي از سر آن مي‏گذشتند و نكته‏اي در آن نمي‏يافتند، استاد با دقتي حيرت‏انگيز مورد كنكاش قرار مي‏داد و تناقضات دروني و نقاط ضعف آن را آشكار مي‏ساخت.(19)

سخندان پرورده، پير كهن  بينديشد آنگه بگويد سخن

مزن بي تأمل به گفتار دم                                      نكو گوي اگر دير گويي چه غم

بينديش و آنگه برآور نفس                                       وز آن پيش بس كن كه گويند بس

به نطق آدمي بهتر است از دواب                                  دواب از تو به،‌گر نگويي صواب

 

تدريس دلنشين

مرحوم مطهري علاوه بر عمق و وسعت معلومات، بيان گرم و دلنشيني نيز داشت و خود اين امر بيش از پيش سبب گرمي محضر ايشان مي‏شد.(20)

 

مرور مطالب قبلي

ايشان مقيّد بودند در آغاز درس، مطالب عمده و اصلي بحث را كه قبلاً مطرح شده بود يادآوري كنند. اين خود باعث مي‏شد كه ارتباط مطلب با گذشته حفظ شود و به علاوه چارچوب روشني از همه بحث به خصوص در درس فلسفه تصوير گردد، و اين سبب بهره دهي بيشتر و بهتر درس ايشان مي‏شد.(21)

علامه پس از شهادت استاد مطهري رحمه‏الله فرمودند: با بودن مطهري در درس، مي‏دانستم چيزي هدر نمي‏رود. و اگر تعبير بدي نباشد من به حالت رقص در مي‏آمدم. در همان جلسه هم اين حالت شادي و شعف زياد در مرحوم علامه ديده مي‏شد

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 8:56 بعد از ظهر  توسط سهند   | 

۱۰ عکس سید حسن نصرالله مخصوص تلفن های همراه

۱۰ عکس سید حسن نصرالله مخصوص تلفن های  همراه

سری اول

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 11:32 بعد از ظهر  توسط سهند   | 

بنر های تبریک عید سال 89

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 8:39 قبل از ظهر  توسط سهند   | 

چهارشنب سوری

آتش


1- ایجاد آرامش برای آن محله
2- ایجاد سرگرمی کاملا قانونی و خوب برای نوجوانان
3- عبور و مرور راحت و بی دردسر عابران پیاده و سواره
4- رونق مغازه ها و کاسب ها در ساعات مراسم چهارشنبه سوری
5- حضور پیرمردها ،پیر زن ها ، خردسالان و همه اقشار جامعه در این مراسم
6- حمایت قانون از برگزار کنندگان آن
7- حمایت مراجع از این مراسم
8- نبود هیچ گونه مزاحمتی برای خانه های مسکونی 
9- دل هیچ مادر و پدری آشوب نیست
10- بالا رفتن سطح شعور و اخلاق شرکت کنندگان
11- حضور افراد متدین محله در این مراسم
12- راضی بود همه همه افراد یک خانواده در این مراسم
13- ایجاد مزاحمت توسط نیروی انتظامی برای این افراد
14- اصلا خود نیروی انتظامی نظم رو به هم می زنه
15- هیچ گونه خسارتی به محل زده نمی شود ، حتی یک سر سوزن
16- آموزش پریدن از روی آتش دو تا سه متری ( تضمینی )
17- آموزش دفاع شخصی با مواد منفجره ( تضمینی ، فقط یک شب )
18- روی هر بسته کبریت نوشته : کبریت بی خطر ( پس طرقه و مواد منفجره بی خطر هم وجود دارد)
19- مهمانی گرفتن بعضی از والدین در اتاق های بیمارستان سوختگی ( عیادت از مجروحین ، امر خدا پسندانه ای است )
20- خوشحالی والدینی که فرزندشان 3 انگشت شده اند و یا یک چشم شده اند ( چون مد هست )

با تشکر از : وبلاگ صبح اسلام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط سهند   | 

وقتی کدهای شیطان‌پرستی پیامک می‌شود

وقتی کدهای شیطان‌پرستی پیامک می‌شود

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط سهند   | 

پیام فضلی نژاد ترور شد+ عكس

پیام فضلی نژاد ترور شد+ عكس


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط سهند   | 

تهدید افراطیون: ‌انقلاب می‌کنیم!

تهدید افراطیون: ‌انقلاب می‌کنیم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط سهند   |